شكوه چشمان تو
آه اين سر بريده ماه است در پگاه؟ يا نه!سر بريده خورشيد شامگاه؟
خورشيد.بي حفاظ نشسته به روي خاك؟ يا ماه بي ملاحظه افتاده بين راه؟
ماه آمده به ديدن خورشيد.صبح زود خورشيد رفته است سر شب سراغ ماه
حسن شهادت از همه حسني فراتر است اي محسن شهيد من.اي حسن بي گناه
ترسم تورا ببيند و شرمندگي كشد يوسف.بگو كه هيچ نيايد برون ز چاه
شاهد.نياز نيست كه در محضر آورند در دادگاه عشق.رگ گردنت گواه
دارداسارت تو به زينب اشارتي از اشتياق كيست كه چشمت كشيده راه؟
از دوردست مي رسدآيا كدام پيك؟ اي مسلم شرف.به كجا ميكني نگاه؟
لبريز زندگي است نفس هاي آخرت آورده مرگ.گرم به آغوش تو پناه
يك كربلا شكوه به چشمت نهفته است اي روضه مجسم گودال قتلگاه
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 9:23 توسط بنده محتاج
|